صائن الدين على بن تركه
142
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
چون به چهل برسد زكات بايد داد و آن يك گوسفند باشد تا به صد و بيست و در صد و بيست و يك ، دو گوسفند بايد داد تا به دويست و چون به دويست و يك رسد واجب آن ، سه گوسفند شود و همچنين باشد تا به چهارصد رسد ، آنگاه چهار گوسفند واجب مىشود ، بعد از آن حساب مىكنند و هر صد ، يكى مىدهند . نوع دوم از مال كه زكات آن واجب مىشود نقدين است : يعنى زر و نقره ، و آن وقتى باشد كه به نصاب خود برسند و آن در زر بيست مثقال و در نقره دويست درم ، و چون بدين مرتبه برسند ربع عشر ، واجب شود يعنى هر چهل ، يكى . و نوع سوم از مال كه زكات آن واجب مىشود آن هر جنسى است كه كسى جهت تجارت بخرد و قيمت آن به نصاب رسيده باشد ، هرآينه در آن قيمت زكات واجب مىشود ، پس چون سالى تمام بگذرد قيمت بايد كردن جنس را و هر چهل دينار يك دينار بايد داد . و نوع چهارم از مال كه زكات آن واجب است ، حاصل و زراعت است از هر جنسى كه به كيل درآيد و آن را ذخيره توان كرد از حبهها و مغزهها و گياهها . پس هرگاه كه پاك كنند و خشك شود و به نصاب خود برسد ، ده يك آن بايد داد ، اگر به آب باران يا جوى روييده باشد و اگر به آب دولاب و سعى زارع حاصل شده باشد نيمهء آن واجب شود و نصاب حبوب ده وسق است . كه هر وسقى شصت صاع مىشود و هر صاعى پنج رطل و ثلث بغدادى . و نوع پنجم از اين مال معدن است و آن چيزى است كه از زمين يا كوه يا دريا بيرون آورند ، كه ملك آن كس باشد . پس هرگاه كه آن چيز زر باشد يا نقره زكات آن بر وجه مذكور بايد داد و اگر ديگر فلزات و جواهر باشد چون آهن و مس و زبرجد و ياقوت و مرواريد آن را قيمت بايد كرد ، و ربع عشر ، بايد داد . اينست بيان ظاهر ركن سوم از اركان اسلام . و اما بيان حكمت آن اعداد و مقادير هريك - ان شاء اللّه تعالى - در باب دوم چندى روشن گردد .